قدرت بریکس در اقتصاد جهانی | تحلیل ظرفیت‌ها و چالش‌ها

Blog

مقدمه: ظهور یک قطب نوین در اقتصاد جهانی

در دهه‌های اخیر، ساختار اقتصاد جهانی در مسیر گذار از یک نظم تک‌قطبی به نظمی چندقطبی قرار گرفته است. بلوک‌های نوظهور اقتصادی، به‌ویژه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، در حال بازتعریف قواعد قدرت هستند و «بریکس» (BRICS) در مرکز این تحول قرار دارد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این ائتلاف می‌تواند وزن اقتصادی جهان را تغییر دهد، نظم مالی بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد و سهم دلار را در تجارت جهانی کاهش دهد. در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که بریکس با وجود ظرفیت‌های چشمگیر، با محدودیت‌های ساختاری، اختلافات درونی و چالش‌های ژئوپولیتیکی مواجه است که مانع تبدیل آن به یک بازیگر منسجم می‌شود.

پرسش محوری این است:
آیا بریکس به یک قدرت تعیین‌کننده در اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد، یا صرفاً یک چارچوب همکاری غیررسمی باقی می‌ماند؟

در این تحلیل جامع، به‌صورت سیستماتیک موراد زیر را بررسی میکنیم :

  • تاریخچه و فلسفه شکل‌گیری بریکس
  • ظرفیت‌های اقتصادی، جمعیتی و انرژی
  • پیامدهای ژئوپولیتیکی برای غرب
  • گسترش ساختاری بریکس و مدل «بریکس پلاس»
  • امکان‌سنجی ایجاد ارز مشترک یا نظام پرداخت مستقل
  • چالش‌ها و محدودیت‌های داخلی
  • نقش چین به‌عنوان موتور محرک
  • اثرات بریکس بر بازارهای مالی، انرژی و فارکس
  • و در نهایت سناریوهای آینده این بلوک

این مقاله یک تحلیل تبلیغاتی یا آرمانی نیست؛ بلکه یک گزارش مبتنی بر داده‌های واقع‌گرایانه، الگوهای تاریخی، تجربه نهادهای بین‌المللی و روندهای اقتصاد جهانی است.

معرفی کوتاه برای هدایت کاربران به Blog و Glossary

برای درک بهتر مفاهیم اقتصادی، اصطلاحات مالی و تحلیل‌های تخصصی مرتبط با بریکس و ساختار اقتصاد جهانی، پیشنهاد می‌کنیم به بخش بلاگ FastPip مراجعه کنید.
در آن‌جا مجموعه‌ای از مقالات تحلیلی، راهنماهای آموزشی و بررسی‌های ژئوپولیتیکی منتشر می‌شود.

همچنین اگر به دنبال تعریف دقیق و استاندارد واژه‌های تخصصی هستید، می‌توانید از Glossary جامع FastPip استفاده کنید؛ بخشی که به‌صورت مداوم به‌روزرسانی شده و تمامی اصطلاحات کلیدی بازارهای جهانی را با توضیحات شفاف و کاربردی در اختیار شما قرار می‌دهد.

تاریخچه شکل‌گیری بریکس: از یک مفهوم تحلیلی تا یک بلوک ژئوپولیتیک

خاستگاه ایده: جیم اونیل و مدل اقتصادهای نوظهور

مفهوم بریکس نخستین‌بار در سال ۲۰۰۱ توسط جیم اونیل، اقتصاددان گلدمن ساکس مطرح شد. او تحلیل کرد که چهار اقتصاد نوظهور — چین، هند، برزیل و روسیه — به دلیل اندازه جمعیت، رشد اقتصادی و منابع طبیعی، توانایی دارند تا سال ۲۰۵۰ جزو اقتصادهای پیشرو جهان شوند.
در آن زمان، این تحلیل صرفاً یک طبقه‌بندی اقتصادی بود، نه یک پیشنهاد سیاسی.

با این حال، اثر رسانه‌ای و تحلیلی این گزارش موجب شد دولت‌های این کشورها توجه ویژه‌ای به چشم‌انداز مشترک خود داشته باشند.

تبدیل یک ایده به همکاری سیاسی

در سال ۲۰۰۶، وزرای خارجه این کشورها در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد نخستین نشست مشترک خود را برگزار کردند.
این نشست به‌سرعت به فرآیند گفت‌وگوی رسمی تبدیل شد و در سال ۲۰۰۹ نخستین اجلاس سران بریکس در مسکو برگزار شد.

در سال ۲۰۱۰ با پیوستن آفریقای جنوبی، بریکس رسماً از BRIC به BRICS تغییر یافت و هویت «جنوب جهانی» در آن پررنگ‌تر شد. همچنین برای اطلاع از اخرین اخبار بریکس میتواندی به وب سایت رسمی ان به آدرس https://brics.br/ مراجعه کنید

فلسفه شکل‌گیری بریکس: سه ستون اصلی

بریکس در پی پاسخ به سه چالش بزرگ نظم اقتصادی غرب شکل گرفت:

۱. توازن‌سازی در برابر سلطه اقتصادی آمریکا و اروپا

این کشورها خواهان ساخت یک زنجیره ارزش مستقل و کاهش وابستگی ساختاری به دلار بودند.

۲. چندقطبی‌سازی اقتصاد جهانی

بریکس داعیه‌دار ایجاد نظمی است که در آن تصمیم‌گیری‌ها متکی بر تنوع قدرت باشد، نه یک قطب واحد.

۳. تقویت همکاری جنوب–جنوب

افزایش تجارت، سرمایه‌گذاری مشترک، انتقال فناوری و پروژه‌های زیربنایی بین کشورهای درحال‌توسعه.

به بیان دیگر، بریکس از یک «طبقه‌بندی تحلیلی»، به یک «پروژه ژئوپولیتیک» تبدیل شد.

وزن اقتصادی بریکس: قدرت واقعی در اعداد

جمعیت: بزرگ‌ترین حوزه نفوذ جمعیتی جهان

کشورهای بریکس مجموعاً بیش از ۳.۶ میلیارد نفر — یعنی حدود ۴۰٪ جمعیت جهان — را شامل می‌شوند.
این وزن جمعیتی، مزیت‌های زیر را ایجاد می‌کند:

  • بازار مصرف عظیم
  • نیروی کار گسترده
  • ظرفیت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی
  • رشد اقتصادی پایدار

چیزی که G7 فاقد آن است.

تولید ناخالص داخلی (GDP): عبور تاریخی از G7

بر اساس داده‌های ۲۰۲۴:

  • سهم GDP بریکس: ۳۲٪
  • سهم GDP گروه G7: حدود ۳۰٪

این برای نخستین‌بار در تاریخ است که یک بلوک نوظهور از G7 عبور می‌کند.

انرژی: ستون قدرت بریکس

در نسخه گسترش‌یافته (بریکس ۲۰۲۴):

  • روسیه → پیشرو در گاز طبیعی
  • عربستان و امارات → رهبران نفت جهان
  • ایران → قدرت بزرگ انرژی و پتروشیمی

در مجموع:

  • ۴۵٪ تولید نفت جهان
  • ۶۰٪ ذخایر گاز طبیعی
  • ۴۰٪ مصرف انرژی

این موقعیت بریکس را به قوی‌ترین بلوک انرژی جهان تبدیل می‌کند.

رشد اقتصادی: موتورهای چین و هند

آنچه بریکس را برجسته می‌کند، تنها حجم اقتصادی نیست؛ بلکه سرعت رشد است:

  • چین هنوز موتور تولید و تجارت جهانی است
  • هند پیش‌بینی می‌شود تا ۲۰۳۵ سومین اقتصاد جهان شود

این دو کشور در مجموع نقشی تعیین‌کننده در آینده بلوک دارند.

چرا بریکس برای غرب اهمیت دارد؟ نگرانی‌های آمریکا و اروپا

ائتلاف بریکس در ابتدا تنها یک همکاری اقتصادی غیررسمی بود، اما امروز به‌دلیل تغییرات ساختاری در اقتصاد جهانی، به یکی از چالش‌های ژئوپولیتیکی جدی برای غرب تبدیل شده است. برای فهم این تحول، لازم است سه محور کلیدی بررسی شود: دلاریزه‌زدایی، قدرت انرژی، و ایجاد نهادهای موازی.

چالش بنیادی: ساختار دلاری اقتصاد جهان

برای نزدیک به هشت دهه، دلار آمریکا ستون اصلی نظام مالی بین‌المللی بوده است.
نقش دلار در:

  • ذخایر ارزی جهان (۶۰٪)
  • فاکتورینگ و قیمت‌گذاری تجارت جهانی (حدود ۸۰٪)
  • معاملات فارکس (۸۸٪)
  • بازار انرژی و کالاهای اساسی

چنان عمیق است که هرگونه کاهش سهم آن، حتی اندک، تبعات ژئوپولیتیکی گسترده دارد.

بریکس نخستین بلوکی است که یک دستور کار رسمی برای کاهش وابستگی به دلار تعریف کرده است.
این موضوع برای آمریکا به‌عنوان قدرت مسلط مالی، یک تهدید استراتژیک محسوب می‌شود.

تغییر مسیر جریان انرژی؛ ضربه به چرخه پترو‌دلار

تا امروز، تقریباً کل معاملات نفتی جهان با دلار انجام‌شده است.
این سازوکار، ستون تثبیت سلطه دلار بوده است.

اما با عضویت کشورهای نفتی چون:

  • عربستان
  • امارات
  • ایران
  • روسیه

و آغاز معاملات نفتی با یوان، روپیه، و درهم

چرخه پترو‌دلار برای نخستین‌بار در ۵۰ سال اخیر با چالش واقعی مواجه شده است.

اگر حتی ۱۰٪ از بازار نفت جهان از دلار فاصله بگیرد، اثر زنجیره‌ای آن در بازارهای مالی آمریکا محسوس خواهد بود.

ایجاد نهادهای مالی موازی با غرب

بریکس طی سال‌های اخیر دو مسیر کلیدی را دنبال کرده است:

بانک توسعه جدید (NDB)

تأسیس‌شده در سال ۲۰۱۴ برای تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی. جایگزینی برای:

  • بانک جهانی
  • صندوق بین‌المللی پول (IMF)

سازوکارهای پرداخت مستقل از SWIFT

مانند:

  • سیستم چین (CIPS)
  • اقدامات روسیه پس از قطع دسترسی به SWIFT
  • تلاش برای ایجاد یک شبکه پرداخت مشترک بریکسی

این نهادها هدفی روشن دارند:
کاهش نفوذ مالی غرب و افزایش استقلال اقتصادی جنوب جهانی.

همگرایی ژئوپولیتیک با بلوک‌های غیرغربی

بریکس در کنار:

  • سازمان همکاری شانگهای
  • اوراسیا
  • اتحادیه آفریقا
  • کشورهای آمریکای لاتین

در حال ایجاد شبکه‌ای از همکاری‌های اقتصادی و امنیتی است.
این شبکه، عملاً یک «جهان جایگزین» برای مدل غربی ایجاد کرده است.

بریکس برای غرب خطرناک است نه به دلیل حجم اقتصادی، بلکه به‌خاطر رویکرد تغییر نظم مالی و انرژی جهانی.
این نگرانی واقعی است، اما هنوز محدودیت‌های مهمی در مسیر بریکس وجود دارد که در بخش‌های بعد بررسی می‌کنیم.

گسترش بریکس: بریکس ۲.۰ و مدل «بریکس پلاس»

پویایی بریکس نشان می‌دهد این گروه تنها یک همکاری محدود نیست؛ بلکه یک پروژه توسعه‌یابنده با چشم‌انداز جهانی است.

موج جدید عضویت: از یک بلوک منطقه‌ای تا یک شبکه جهانی

در سال ۲۰۲۴ کشورهای زیر به‌صورت رسمی به بریکس دعوت شدند:

  • ایران
  • عربستان سعودی
  • امارات متحده عربی
  • مصر
  • اتیوپی

این گسترش چند پیامد کلیدی دارد:

  • افزایش قدرت انرژی
  • دسترسی به مسیرهای تجاری استراتژیک (خلیج فارس، دریای سرخ)
  • تقویت وزن ژئوپولیتیک بریکس
  • افزایش تنوع اقتصادی
  • این تحول بریکس را از یک «گروه منطقه‌ای» به یک «بلوک جهانی» تبدیل کرد.

بریکس پلاس چیست؟ یک معماری جدید همکاری جهانی

«BRICS+» مفهومی است که نخستین‌بار توسط چین مطرح شد و هدف آن جذب کشورهای بیشتری از آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اوراسیا است.

نام‌های مطرح:

  • آرژانتین
  • نیجریه
  • ویتنام
  • قزاقستان
  • ترکیه
  • اندونزی
  • تایلند
  • با ورود هرکدام از این کشورها، بریکس در حوزه‌هایی چون انرژی، بازار مصرف، تولید صنعتی و نفوذ ژئوپولیتیک تقویت می‌شود.

بریکس از یک چارچوب بسته به یک شبکه باز تبدیل شده است. این مهم‌ترین تحول در مسیر تبدیل بریکس به یک «وزنه واقعی» در اقتصاد جهانی است.

آیا بریکس می‌تواند نظم مالی جهان را تغییر دهد؟

این یکی از بحث‌برانگیزترین پرسش‌های اقتصاد جهانی است.
برای پاسخ، باید دو موضوع را بررسی کنیم: عمق سلطه دلار و توانایی بریکس در ایجاد جایگزین.

سلطه دلار چقدر عمیق است؟

بر اساس داده‌های IMF و BIS:

  • ۶۰٪ ذخایر ارزی جهان
  • ۸۸٪ معاملات فارکس
  • ۷۹٪ تجارت جهانی کالا
  • نقش محوری در قیمت‌گذاری انرژی و فلزات

دلار نه‌تنها یک ارز، بلکه زیرساخت مالی جهان است.

این ساختار طی دهه‌ها، شبکه‌ای از:

  • بانک‌ها
  • بورس‌ها
  • شرکت‌های چندملیتی
  • نهادهای مالی
  • استانداردهای حقوقی

را به خودش گره زده است.

آیا این ساختار قابل تغییر است؟

پاسخ:
بله، اما نه از طریق یک ارز واحد، بلکه با یک روند تدریجی چندده‌ساله.

بریکس می‌تواند سهم دلار را کم کند اگر:

  • تجارت منطقه‌ای با ارزهای ملی گسترش یابد
  • بانک‌های مرکزی ذخایر غیردلاری بخرند
  • شبکه‌های پرداخت مستقل توسعه یابد
  • نفت و گاز با ارزهای غیر دلاری معامله شود

این روند اکنون آغاز شده، اما برای تبدیل شدن به یک تهدید ساختاری واقعی، حداقل ۱۵ تا ۲۰ سال زمان نیاز دارد.

ارزهای ملی در بریکس: مسیر واقعی و قابل تحقق

موضوع ارز مشترک بریکس یکی از پرطرفدارترین مباحث رسانه‌ای است، اما در دنیای واقعی، موانع بسیار مهمی وجود دارد.

ارز مشترک بریکس: چرا فعلاً یک رؤیاست؟

برای ایجاد یک ارز مشترک، موارد زیر لازم است:

  • بانک مرکزی مشترک
  • سیاست پولی هماهنگ
  • تورم مشابه
  • نرخ بهره همگن
  • انسجام سیاسی

اما در بریکس:

  • چین → مدل کمونیستی–بازاری
  • هند → دموکراسی چندحزبی
  • روسیه → اقتصاد انرژی‌محور
  • ایران → اقتصاد تحت تحریم
  • برزیل → مدل توسعه‌محور

این سطح از ناهمگونی، ارز مشترک را غیرممکن می‌کند.

اما چه چیزی ممکن و واقعی است؟

افزایش تجارت با ارزهای ملی.

این روند در حال وقوع است:

  • ۶۰٪ تجارت چین–روسیه با یوان انجام می‌شود
  • هند با عربستان و امارات با روپیه معامله می‌کند
  • امارات نخستین قرارداد نفتی با یوان را ثبت کرد
  • ایران بخشی از تجارت خود را با ارزهای جایگزین انجام می‌دهد

این «چندارزی شدن تجارت جهانی» تهدید اصلی برای دلار است، نه ارز مشترک بریکس.

نقش چین در بریکس؛ ستون اصلی یا منبع عدم‌تعادل؟

نقش چین در بریکس نه‌تنها مهم، بلکه «تعیین‌کننده» است. بسیاری از تحلیلگران این کشور را هسته اقتصادی و موتور محرک بریکس می‌دانند؛ درحالی که برخی دیگر معتقدند همین نقش سنگین، بزرگ‌ترین تهدید برای انسجام درونی گروه است.

چین بیش از ۷۰ درصد GDP بریکس را به خود اختصاص داده و از نظر فناوری، قدرت تولید، سرمایه‌گذاری و تجارت، فاصله‌ای بزرگ با سایر اعضا دارد. اگرچه این اختلاف ظرفیت، قدرت بریکس را بالا می‌برد، اما همزمان یک مشکل ساختاری ایجاد می‌کند:
بریکس عملاً بدون چین معنا ندارد و با چین بیش از حد نامتوازن است.

چین بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در پروژه‌های زیرساختی بریکس است، به‌ویژه از طریق بانک توسعه جدید (NDB) که تحت نفوذ جدی پکن قرار دارد. سیستم پرداخت بین‌المللی چین (CIPS) نیز یکی از گزینه‌های جایگزین غیررسمی برای SWIFT معرفی شده است.

اما در همین نقطه، چالش آغاز می‌شود.
هند نگران سلطه چین است و این نگرانی تنها اقتصادی نیست؛ ریشه‌های ژئوپولیتیکی و مرزی دارد.
روسیه نیز پس از تحریم‌های گسترده غرب، وابستگی فزاینده‌ای به یوان پیدا کرده و این موضوع نگرانی‌های بلندمدتی برای مسکو ایجاد کرده است.
کشورهای کوچک‌تر مانند مصر یا اتیوپی نیز می‌دانند در مقایسه با چین، در تصمیم‌گیری‌ها وزن بسیار اندکی خواهند داشت.

در نتیجه، گرچه چین نقطه اتکای بریکس است، اما همان‌قدر که بلوک را قوی‌تر می‌کند، می‌تواند عامل تنش‌های داخلی نیز باشد.

قدرت انرژی بریکس؛ ابزار راهبردی برای تغییر نظم جهانی

اگر یک مولفه وجود داشته باشد که بریکس را از یک گروه تحلیلی به یک بلوک بالقوه قدرتمند تبدیل کرده باشد، آن مولفه «انرژی» است.
با پیوستن اعضای جدید، بریکس امروز دارای موقعیت انرژی بی‌نظیری است:

  • ۴۵٪ تولید نفت جهان
  • ۶۰٪ ذخایر گاز طبیعی
  • ۴۰٪ مصرف انرژی جهان

این ترکیب بریکس را از یک بلوک صرفاً اقتصادی به یک قدرت راهبردی انرژی تبدیل کرده است.

در دنیایی که انرژی تعیین‌کننده ارزش پول، امنیت ملی، مسیر تجارت و حتی روابط سیاسی است، بریکس چنین وزنی را کنار هم جمع کرده که هیچ بلوک دیگری—even G7—به آن دسترسی ندارد.

از این منظر، بسیاری از تحلیلگران احتمال شکل‌گیری یک OPEC بریکسی را مطرح کرده‌اند؛ یعنی یک هماهنگی انرژی میان کشورهای نفتی و گازی بریکس.
اگر چنین سازوکاری شکل بگیرد، بریکس می‌تواند عملاً قیمت‌گذاری انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد—و این می‌تواند لرزه‌ای جدی بر چرخه دلار نفتی و حتی ثبات بازارهای انرژی وارد کند.

با این حال، هماهنگی انرژی نیز چالش‌هایی دارد.
عربستان و ایران اختلافات عمیق سیاسی دارند، روسیه استراتژی انرژی مختص به خود را دنبال می‌کند، و امارات به‌شدت وابسته به تجارت جهانی دلارمحور است.
بنابراین بریکس اگرچه پتانسیل انرژی بی‌نظیری دارد، اما برای استفاده از آن نیازمند یکپارچگی سیاسی است که فعلاً کامل نیست.

چالش‌های ساختاری بریکس؛ موانعی که نمی‌توان نادیده گرفت

قدرت بریکس چشمگیر است، اما این بلوک با مشکلات مهمی روبه‌روست که می‌توانند مسیر رشد آن را کند یا حتی متوقف کنند.

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، اختلافات سیاسی و ژئوپولیتیکی داخلی است.
چین و هند تنش‌های مرزی و رقابت ژئوپولیتکی دیرینه دارند.
روسیه منافع متفاوتی نسبت به هند و برزیل دارد.
عربستان و ایران باوجود نزدیکی نسبی اخیر، تاریخ طولانی از رقابت منطقه‌ای دارند.
ترکیب این تضادها موجب می‌شود بریکس نتواند تصمیم‌های سریع و یکپارچه بگیرد.

از سوی دیگر، عدم‌هماهنگی اقتصادی میان اعضا یک مانع بزرگ است.
چین یک اقتصاد دولتی–بازاری است، هند یک دموکراسی پیچیده و پرجمعیت، روسیه اقتصاد انرژی‌محور با سیاست خارجی تهاجمی، ایران و مصر اقتصاد تحت‌تحریم، و برزیل اقتصادی مبتنی بر کشاورزی و کالاهای اساسی دارند.
این ناهمگونی اجازه نمی‌دهد سیاست‌های پولی یا مالی مشترک تدوین شود.

سومین چالش بزرگ، وابستگی اعضا به دلار است.
حتی کشورهای بریکس هنوز بخش عمده تجارت خارجی خود را با دلار انجام می‌دهند.
هند و برزیل بانک مرکزی مقاومی دارند که ذخایر آنها همچنان دلاری است.
عربستان و امارات نیز ذخایر عظیم دلاری دارند و سیستم بانکی آنها با دلار گره خورده است.

بنابراین مسیر دلاریزدایی بریکس اگرچه آغاز شده، اما بسیار طولانی و پر از مانع است.

جنگ سرد اقتصادی: بریکس در برابر G7

امروز بسیاری از اقتصاددانان معتقدند جهان درحال ورود به یک «جنگ سرد اقتصادی» جدید است؛
نه جنگ نظامی، بلکه رقابتی در سطح:

  • روابط تجاری
  • ارزهای بین‌المللی
  • انرژی
  • فناوری
  • سرمایه‌گذاری جهانی

در این میدان، بریکس و G7 دو مدل اقتصادی متفاوت را نمایندگی می‌کنند.

G7 از نظر فناوری، نوآوری، تولید صنعتی پیشرفته، زیرساخت مالی و شفافیت حقوقی، همچنان برتری دارد.
این بلوک نزدیک به ۵۰٪ تولید دانش و فناوری جهان را در اختیار دارد.
سیستم مالی آن منسجم، یکپارچه و مبتنی بر استانداردهای جهانی است.

در مقابل، بریکس مزیت‌هایی دارد که قابل چشم‌پوشی نیست:

  • جمعیت بسیار بیشتر (۵ برابر G7)
  • منابع طبیعی گسترده
  • قدرت انرژی
  • بازارهای مصرف در حال توسعه
  • رشد اقتصادی سریع‌تر

این رقابت نه‌تنها اقتصادی، بلکه ژئوپولیتیک است؛
چرا که بریکس تلاش می‌کند یک نظم چندقطبی ایجاد کند، درحالی که G7 از حفظ ساختار کنونی حمایت می‌کند.

به بیان ساده:
G7 قلب اقتصاد پیشرفته است و بریکس موتور اقتصاد نوظهور.

جمع‌بندی نهایی — بریکس: قدرت بزرگ، انسجام محدود، آینده باز

بریکس امروز یک بازیگر نوظهور و تأثیرگذار در اقتصاد جهانی است.
وزن جمعیتی، منابع انرژی، رشد اقتصادی و گسترش ژئوپولیتیکی آن قابل‌انکار نیست.
اما با وجود این ظرفیت‌ها، بریکس هنوز یک بلوک منسجم مانند اتحادیه اروپا یا G7 نیست.

چالش‌های کلیدی شامل:

  • اختلافات عمیق سیاسی
  • ناهمگونی اقتصادی
  • نبود سیاست پولی واحد
  • وابستگی گسترده به دلار
  • رقابت قدرت میان اعضا، به‌ویژه چین و هند

این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که بریکس در مسیر تبدیل‌شدن به یک ابرقدرت اقتصادی واقعی، نیازمند دهه‌ها زمان، اصلاحات ساختاری و همگرایی سیاسی است.

با این حال، روندهای بلندمدت روشن هستند:

  • سهم دلار ممکن است کاهش یابد
  • تجارت با ارزهای محلی گسترش می‌یابد
  • نقش چین و هند پررنگ‌تر می‌شود
  • انرژی به ابزار راهبردی بریکس تبدیل می‌شود
  • نظم مالی جهان به‌تدریج چندقطبی خواهد شد

در یک جمله:
بریکس قدرتی رو به رشد است، اما هنوز در مرحله گذار قرار دارد.
رقیب دلار شدن ممکن است، اما نه امروز — و نه بدون انسجام درونی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

SHARE THIS :